مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

102

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

مىگيرند . ايشان‌اند كه بيرق‌هاى سياه و خال‌دار دارند . درست بايد از همين افراد ملاحظه كرد » . در جواب اين سخنان ، اونگ خان گفت : « اگر چنين است ما قاداق « 1 » را با ديده‌بان‌هاى جيرگين « 2 » خود ، به مقابل آنان مىفرستيم و او را با ديده‌بان‌هاى جيرگين خود جلو مىاندازيم . در پشت جيرگين‌ها ، اچيق شيرون « 3 » تومان توباگان‌ها را مىفرستيم « 4 » . در عقب توباگان‌ها ، ديده‌بان‌هاى اولون دونگقيت‌ها را مىفرستيم . در پشت دونگقيت‌ها ، بايد قورى شيلامون تاايجى « 5 » ، در رأس هزاره‌هاى تورقااوت [ من ] اونگ خان ، پيش رود . در عقب هزاره‌هاى تورقااوت ، سپاه اصلى ما پيش خواهد رفت » . اونگ خان باز گفت : « برادر كوچك جاموقه ، فرمانده سپاه ما خواهد بود » . با اين كلمات جاموقه خود را عقب كشيد و به دوستانش گفت : « اونگ خان به من مىگويد كه فرماندهء سپاهى باشم كه متعلق به اوست . من هيچ‌گاه توانايى جنگ با آندايم را نداشته‌ام . اگر اونگ خان به من مىگويد فرمانده سپاه باشم ، به اين دليل است كه توانايى وى از من هم كمتر است . عجب اتحاد مضحكى . من مىروم آندا را مطلع گرداندم ، تا آندا مراقب باشد » . جاموقه اين را گفت و براى آگاهى چنگيز خان در پنهانى ايلچى به نزد وى فرستاد ، و گفت : « اونگ خان از من پرسيد : در نزد پسرم تموچين ، چه كسانى واقعا آماده جنگ‌اند » ؟ من به وى گفتم : در رأس ، اورواوت‌ها و منگقوت‌ها هستند . من چنين گفتم . با اين سخنان من ، وى تصميم گرفت كه در پيش ، به‌منزلهء جلودار جنگ ، جيرگين‌ها را در صفوف مقدم بگذارد . وى گفت كه در پشت جيرگين‌ها ، اشيق شيرون ، از تومان توباگان‌ها باشند . [ گفت در پشت توباگان‌ها ، اولون دونگقيت‌ها باشند ] . گفت در پشت دونگقيت‌ها ، قورى شيلامون تاايجى ، رئيس هزاره‌هاى تورقااوت اونگ خان باشد . گفت در پشت آنان اونگ خان با دستجات سپاه اصلىاش قرار گيرند . سرانجام اونگ خان گفت : « برادر كوچك جاموقه ، تو فرمانده اين سپاه باش » ، و با اين گفته آنها را به من واگذار كرد . تو مىتوانى قضاوت

--> ( 1 ) - Qadaq ( 2 ) - Jirgin ، منظور از ايل ، جيرگين است ( م ) . ( 3 ) - Aciq - Sirun ( 4 ) - منظور اچيق شيرون از ايل تومان توباگان است ( م ) . ( 5 ) - Qori - Silamun - Taiji